تبليغاتX
دوستت دارم
دوستت دارم
 صفحه اصلی  تماس با ما  آرشیو   اضافه به علاقه منديها
شعرهاي عشقولانه

گفتم که مست و عاشقم دیوونه تو

هر شب خرابم گوشه می خونه تو


 

 

گفتی ببندم عهدو با یاد تو بستم

 

تاج غرورم رو زیر پات شکستم

 

 

 

  

اگر به خاطر زیبایی دوستم می داری                           دوستم مدار

 

 

اگر به خاطرجوانی دوستم می داری                            دوستم مدار

 

 

اگر به خاطردارای دوستم می داری                            دوستم مدار

 

 

اگر دوستم می داری بخاطر عشق                        پس هر آینه دوستم بدار

                                                                     

 

 

 

|+|   نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386  10:25 توسط   پيام رضوي | 
 

       می خواهم 

 تمام واژگانی را که می دانم

 به دریا بریزم

 و دوباره متولد شوم

 دنیا را ببینم

 رنگ کاج را ندانم

 نامم را فراموش کنم

 دوباره در آینه نگاه کنم

 کلمات دیروز را امروز نگویم

 برای تو یک چمدان بخرم

 تو معنی سفره را از من

  بپرسی

واژگان تازه را از دریا صید کنم

                      آن ها را شستشو دهم

                                             آنقدر بمیرم تا زنده شوم

 

 

|+|   نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386  10:25 توسط   پيام رضوي | 
Under the lover-sky

Gonna be with you

And no one's gonna be around

If you think that you won't fall

Well just wait until

'Til the sun goes down

Underneath the starlight, starlight

There's a magical feeling so right

It will steal your heart tonight

You can try to resist

Try to hide from my kiss

But you know, but you know

That you, can't fight the moonlight

Deep in the dark, you'll surrender your heart

But you know, But you know that you

Can't fight the moonlight..No

You can't fight it...

It's gonna get to your heart

There's no escaping love

Once a gentle breeze

Weaves a spell upon your heart

No matter what you think

It won't be too long

'Til you're in my arms

Underneath the starlight, starlight

We'll be lost in the rhythm so right

Feel it steal your heart tonight

You can try to resist

Try to hide from my kiss

But you know, but you know

That you can't fight the moonlight

Deep in the dark, you'll surrender your heart

But you know, but you know that you

Can't fight the moonlight...No

You can't fight it

It's gonna get to your heart

No matter what you do

The night is gonna get to you

(You're gonna know

That I know)

Don't try, you're never gonna win, oh

Underneath the starlight, starlight,

There's a magical feeling, so right

It'll steal your heart tonight

You can try to resist, try to hide from my kiss

But you know, but you know that you

Can't fight the moonlight

Deep in the dark, you'll surrender your heart,

But you know, but you know that you

Can't fight the moonlight

No, you can't fight it

You can try to resist, try to hide from my kiss

But you know, but you know that you

can't fight the moonlight

Deep in the dark, you'll surrender your heart,

But you know, but you know that you

Can't fight the moonlight

No, you can't fight it

It's gonna get to your heart

|+|   نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386  10:16 توسط   پيام رضوي | 
درد دل یکی از دوستان
خدا كيه ؟ اصلاً پيش ما اومده ؟ چه جوريه ؟ موهاش چه رنگيه ؟ خوشگله ؟ ميشه باهاش حرف زد ؟
ميشه با هاش درد دل كرد ؟ نكنه مارو يادش رفته باشه ؟ اصلاً ما رو مي شناسه ؟ ما پولدار نيستيم ؟
ما هيچي ندارم ؟ با اين وضع كنار ما مياد ؟
من كه چشمم آب نمي حوره كه پهلوي ما بياد ؟
راستي خدا شبيه پاپانوئل تو قصه ها نيست كه برامون آب و نون بياره ؟ واسمون هديه بخره ؟
داشتم فكز مي كذم اگه ببينمش بهش چي بگم ؟ اگه بگم دوستت دارم مي گه تو منو از كجا ميشناسي ؟
بهش مي گم خوش اومدي . شايد دارم بيخودي نقشه مي كشم .
شايد باقي عمرم بايد بدون خدا سر بشه . شايد اين نگاه هايي كه به آسمون كرديم الكي باشه ؟
واسه دلخوشي گفتن نگاه كنيد به آسمون ؟ چون ما هرچي مي گيم جوابي نمياد ؟
نميدونم اين خدايي كه مي گن اون ما رو آفريده يا يكي ديگه ؟ چون اصلاً ما رو فراموش كرده ؟
مي دوني چيه شايد خدا داره اينا رو ميبينه و واسه ي من يكي مي خنده ؟
شايدم تو فكر اين باشه كه چه جوري باز اينارو تو هچل بندازم ؟
خدايي كه مي گن اينقدر پولداره يعني به اندازه ي يه خونه ي صد متري واسه ما پول نداره ؟
آخه اينا كه مي گن خدا پشت و پناهت به خداي خودشون رجوع مي كنن يا به خداي بي معرفت من ؟
آخه خدا به اين همه آدم اين همه پول داده اما حالا كه نوبت ما شده مي گه پولام تموم شد؟
شايدم من زيادي توقع دارم ؟
اما نه . من ؛ من كه نه خونواده ي ما يعني به اندازه ي يه خونه از اين خداي بزرگ سهم ندارن‌؟
به اندازه ي يه زندگي كه بشه توش رياضي ها رو درست حل كرد سهم ندارن از اين خدايي كه مي گن اين همه بزرگه‌؟
تا حرفي مي زنيم مي گن ناشركي نكن ؟
شكر كن كه مريض نيستي ؟  آخه چرا واسه يه مشهد رفتن بايد ده دوازده سال منتظر بشي تا شايد مثه اون وقتها
يه با ديگه روي خوشي رو ببينيم؟
داشتم خاطرات گذشته رو مرور مي كردم ؟ جز دربه دري و رنج و بدبختي هيچي نديدم ؟
به قول اون شاعره من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
 
|+|   نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386  20:16 توسط   پيام رضوي | 
آن روزها
آن روزها رفتند
آن روزهاي خوب
آن روزهاي سالم  سرشار
آن آسمان هاي پر از پولك
آن شاخساران پر از گيلاس
ادامه مطلب
|+|   نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386  11:43 توسط   پيام رضوي | 
مسافر
دم غروب ميان حضور خسته اشيا
 نگاه منتظري حجم وقت را مي ديد
و روي ميز هياهوي چند ميوه نوبر
به سمت مبهم ادراك مرگ جاري بود
 و بوي باغچه را ‚ باد روي فرش

روی ادامه مطلب کلیک کنید ...


ادامه مطلب
|+|   نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386  11:39 توسط   پيام رضوي | 
مشهورترین شعر سهراب سپهری
اهل كاشانم 
 روزگارم بد نيست
تكه ناني دارم خرده هوشي سر سوزن شوقي
مادري دارم بهتراز برگ درخت
 دوستاني بهتر از آب روان
 و خدايي كه دراين نزديكي است
لاي اين شب بوها پاي آن كاج بلند
روي آگاهي آب روي قانون گياه
 من مسلمانم .....

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
|+|   نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386  21:35 توسط   پيام رضوي | 
Rain
that was night
cold and rainy
the unbrella of the house was dank
i felt
my song was cold and alone
that was night and without you
the sky was rainy and stormy
|+|   نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386  21:22 توسط   پيام رضوي | 
انتظار
انتظارت برده است از دل قرار
می رسم دیگربــه حال اظطرار
نیست در سر جز هوای کوی تو
چون به پایان میرسد این انتظار
یاد توهر لحظه غوغا می کند
در دل خونین وچشم اشکبار
شب سیاه وبی ستاره بی رخ مهسای تو
روزمن بی روی ماهت شام تار
|+|   نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386  21:14 توسط   پيام رضوي | 
شعر زيبايي از يكي از دوستان
من به درماندگي صخره و سنگ
من به آوارگي ابر و نسيم
من به سرگشتگي آهوي دشت
من به تنهايي خودم مي مانم
|+|   نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386  11:34 توسط   پيام رضوي | 
مزاح ( عشقولانه )
ببخشيد اين مطلب فقط واسه مزاح هستش

1)جهان بيش از 6 ميليارد جمعيت داره يكي نيست به من بگه چرا واسه تو اس ام اس ميدم


2)مژده به آقايان : پژو 405 "ايربگ" بدون ايمني آماده ي آتش سوزي بدون دليل هديه اي مناسب براي همسر


3)همانقدر كه ستاره هست اگه ماه بود بازم اين آسمون بي تو سياه بود


4)اگر امشب خوابت نبرد ستاره ها رو بشمر ، اگه كم اومد قطره هاي بارونو بشمر ، اگه بند اومد به بارون عشق من فكر كن چون نه كم مي آد نه بند مي آد


5)در چشمان كسي كه پرواز را نمي فهمد هرچه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

|+|   نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386  14:0 توسط   پيام رضوي | 
گل ارکیده
شاخه ي تكيده گل اركيده 
 با چشم هاي خسته لب هاي بسته    غم تو چشمام آروم نشسته     شكوفه ي شادي از هم گسسته 
آشناي درده    خورشيدش سرده    تو قلب سردش غم لونه كرده   مهتاب عمرش در پشت پرده    هر ماه سالش پاييز سرده
دستاي ظريفش تو دست مادر  پيكر نحيفش چون گل پرپر    از محنت و درد آروم نداره
سايه سياهي رو بخت شومش   اركيده تنهاست زير هجومش   طوفان درد پايون نداره
|+|   نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386  13:52 توسط   پيام رضوي | 
مهتاب
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

|+|   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386  16:35 توسط   پيام رضوي | 
دوست داشتن
دوست داشتن تو

به سادگی دوست داشتن غروب

رنگین کمان ها و باران های بهاری است

چه همه و همه از زیبایی سرشارند

|+|   نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386  13:18 توسط   پيام رضوي | 
زمان
زمان بس کند می گذرد برای آنانکه در انتظارند

بس تند می گذرد برای آنانکه می ترسند

بس طولانیست برای آنان که در اندوهند

و بس کوتاه برای آناکه سرخوشند

اما ابدی است برای آنانکه عاشقند

|+|   نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386  13:15 توسط   پيام رضوي | 
چه زیباست
چه زیباست به خاطر تو زیستن

و برای تو ماندن و به یاد تو مردن

و به یاری تو سوختن

و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو  و بدون خوشبختی زیستن

و برای تو گریستن و به عشق دنیای تو نرسیدن

|+|   نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  23:55 توسط   پيام رضوي | 
... Love Is
... Love Is

The Master Keys That Opens

The Gates Of Happiens

|+|   نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  23:52 توسط   پيام رضوي | 
عشق یعنی
عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

|+|   نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  10:2 توسط   پيام رضوي | 
Love
Love doesn't Consist

In Gazing At each Other

But In Looking Outward In same direction

|+|   نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  10:0 توسط   پيام رضوي | 
... Love is
... Love Is 

Being Happy for the other person when they are Happy

Being Sad for the person when they are sad

Being together In Bad Times

Love is the source Of Strength

|+|   نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  9:57 توسط   پيام رضوي | 
مطالب پیشین
  1. درد دل یکی از دوستان
  2. آن روزها
  3. مسافر
  4. مشهورترین شعر سهراب سپهری
  5. Rain
  6. انتظار
  7. شعر زيبايي از يكي از دوستان
  8. مزاح ( عشقولانه )
  9. گل ارکیده
  10. مهتاب
  11. دوست داشتن
  12. زمان